من بیمارم...
خون من در بدن تو جریان دارد
و من مثل یک پرندهی مرده هستم، وقتی که تو ... تو در خوابی
من بیمارم، واقعا بیمار
تو مرا از تمام آوازهایم محروم کردی
تو مرا از تمام کلماتم خالی کردی
من قبل از وجود تو استعداد زندگی داشتم
این عشق اگر ادامه پیدا کند مرا خواهد کشت
و من و مرگ با هم، تنها خواهیم بود
مثل بچهای ابله در کنار رادیو
که گوش میدهد به آوازی با صدای خود من که خواهد خواند:
من بیمارم، کاملا بیمار
مثل زمانی که مادرم هر شب از خانه بیرون میرفت
و من را با تمام نا امیدیهایم تنها میگذاشت
من بیمارم، همین است، بیمار
تو مرا از تمام آوازهایم محروم کردی
تو مرا از تمام کلماتم خالی کردی
و من صاحب قلبی هستم کاملا بیمار
احاطه شده در سنگرش
میشنوی؟ من بیمارم
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 21:3 توسط نیوشا
|
شناسنامه زندگی